•مردم واری به معنای رعايت تناسب ميان اندامهای ساختمانی با اندامهای انسان و توجه به نيازهای او در كار ساختمان سازی است.

 

•پهنای اتاق ها به اندازه يك بستر است و افراز طاقچه و رف به اندازه ای است كه ( نشسته و ايستاده ) به آسانی در دسترس باشد.

 

•روزن بالای پنجره يا گلجام معمولا دارای شيشه های رنگی به رنگهای زرد ليمويی و آبی بوده كه آنها را از غرابه های شكسته بدست می آوردند

 

•زمانی كه نظر معمار كار آزموده ايرانی را درباره شيوه های كهن معماری جويا شويد  ، خواهد گفت :

كار ( بنا – ساختمان ) بايد مردم وار باشد ؛ يعنی هر جانداری ، هر پرنده ای و هر آفريده زنده ای ، لانه و آشيانه خود را به اندازه خود و درخور نياز خويش مي سازد ؛ چرا ما مردم  خانه هايی می سازيم كه بيرون از اندازه ما است؟

   نه پهنايش به بستر ما می خورد نه افرازش به بالای ما می آيد.

معمار ايرانی افراز درگاه را به اندازه بالای مردم می گرفت و روزن و روشندان را چنان می آراسته كه فروغ خورشيد و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرای آورد.

•آسمانه اتاق را به خوانچه و كاربندی چنان می ساخته است كه به اندام باشد و گوشه های آسمانه را با پتكانه ( طاق معلق ) و گيلويی چنان می پرداخته است كه نغز و دلپذير شود.

 

•اگر خوابگاه ايرانی اندازه ای خرد و درخور گسترش يك يا دو بستر دارد در برابرش تالار و سفره خانه اش با شكوه و پهناور است.

    اگر خوابگاه خرد است ازآن خداوند خانه است و شايسته نيست كه بيگانه ای به آن راه يابد اما تالار بايد كه شايسته پذيرايی مهمان گرامی باشد.

•در بخش خزانه ( ساختمان های نخستين تخت جمشيد ) خانه ای است كه پادياوی ( حياط گرد بسته كوچك ) در ميان دارد و يك سوی آن تالاری بزرگ و سويی ديگر يك راهرو و دو اتاق كوچك و روبروی تالار چفته   ( ايوان بزرگ سر پوشيده ) و رو به باختر تنها ايوانی دارد ، درست مانند خانه های واپسين تهران و كاشان و يزد و كرمان ؛ اين دنباله روی ديرينه مي رساند كه تا چه اندازه معماران ايران ، مردم وار می انديشيده اند.

 

•در معماری ايران از پيمون ( كه همانند مدول در معماری باختر زمين است ) بهره می گرفته اند . 

 

•اگر درگاهی ، در پهنا برابر 14 پيمون بوده ناگزير افراز ( ارتفاع ) آن 28 پيمون می شده كه به اندازه بالای يك مرد است . همچنين اگر چند درگاه هم بود ميان آنها تيغه هايی به ضخامت 2 پيمون می گذاشتند . پيروی از پيمون هرگونه نگرانی معمار را درباره نازيبايی يا نا استواری ساختمان از ميان می برده است.

 

•در آرايش معماري ايران چفت و پاچفت به كار گرفته می شده ، برای بنا های بزرگ مانند كاخ يا پرستشگاه كه می خواسته اند شكوه و سنگينی داشته باشد جفت به كار مي برده اند . بالهای جفت و همسان و همسنگ ساختمان به آن شكوه و سنگينی مي بخشيد اما در ساختمان خانه ها و كوشكها می كوشيده اند با كاربرد پاجفت يكنواختی و سنگينی را برهم زنند ، چنانكه هر گوشه آن برای بيننده تازگی داشته باشد.